تبليغاتX
imperfect-world
عجب حکایتی شده!!!!!!!

    

 

این امتحان برنامه سازی هم عجب میدون جنگی بودا ...بدجور مغلوب

شدم ولی انگاراین داستان شکست خوردن من تمومی نداشت توو

اون روز، هنوزمزه ی شکستی که ازC++ خورده بودم رو نچشیده

بودم و همینطورکه ازپله ها پایین می رفتم توو فکر این بودم که

چه جوری باید این کتاب رو دوباره بخونم(دل خوش سیری چند!) سراغ

کیفم رفتم که برش دارم و برم خونه،اماکیفم رو بین اون کیفهایی که

با نظم خاصی ولو شده بودن پیدا نکردم. 

از اونجایی که اینM.O.L  ما همه کاراش رو حساب کتاب خاصیه رفتم

به نگهبانی که کنار کیفا بود گفتم کیفم نیست و اون گفت حتمآ خوب

نگاه نکردی و من و بهار دوباره و سه باره و...بین کیفها رو نگاه کردیم

اما انگار نه انگار، خبری از کیف من نبود. نگهبانا گفتن باید تا اخر بمونی

شاید کیفت پیدا شد، از اونجایی که امتحان دیگه ای بعد از امتحان ما

برگزار می شد و به لطف نظمی که وجود داشت همه ی کیفا با هم

قاطی شده بودن باید تا پایان امتحان می موندم تا بتونم کیفمو پیدا کنم.

توو دانشگاه زانوی غم بغل کرده بودم که یه دفعه ای متین زنگ زد.

اون از اوضاع امتحان می پرسید و من همش از کیفم حرف می زدم

تا اینکه گفت: کیفتو می گی!؟ مامان رفته بگیره

من: مامان!!؟ کجا؟

متین: یکی زنگ زد گفت کیفت توو یه کوچه ای توو یه محله ای که

اصلآ نمی دونم کجاست پیدا شده وخانومی که زنگ زد از رو کنجکاوی

کیفت رو برداشته و ازطریق نگار شمارتو پیدا کرد، حالا هم مامان رفته

کیفت رو بگیره، می خوای زنگ بزن از مامان بپرس.

منم که گیج شده بودم و نمی دونستم که کیفم از دانشگاه چه جوری

توو کوچه سر در آورده خداحافظی کرده نکرده قطع کردم و به مامان

زنگ زدم.

من: مامااان، متین راس می گه !؟

مامان: فرزانه تو چه جوری کیف به این گندگی رو توو کوچه گم کردی !؟

من: مامان من که گم نکردم، خودش گم شد.

وقتی که موضوع رو فهمیدم با علامت تعجب گنده ای که توو ابر

بالا سرم بود به سمت خونه حرکت کردم.

رسیدم خونه و اونجا بود که فهمیدم آقادزده* دارو ندارم(کتابC++ )

و چندچیز دیگه رو برده، اما چرا کیف من!؟ چرا اونجا!؟

بنده خدا مامانم(!) اگه بدونید، چه فکرا که نکرد.

اما هنوز از گیجی در نیومدم ، هر کی یه چیز می گه و هدف آقا دزده

رو یه جور بررسی می کنه از اونجایی که خودتون هم می دونید

این جور وقتا همه کاراگاه بازیشون گل می کنه

وچه نظرایی که نمی دن!

با وجود همه ی این نظرا بازم نمی تونم درک کنم که چه جوری

توو دانشگاه(مرکز فراگیری علم و دانش) و با چه جسارتی کتاب

رو برداشته !!!

 

*: البته جسارت نشه ها فکر نکنید هر چی دزده، آقاست.

از اونجایی که توو قصه هامون آقا دزده ، دزد بوده به یاد همون

 قصه ها دزد رو آقا خطاب کردم.    

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت15:0توسط Farzaneh |
اندرزهایی برای زندگی بهتر
  • روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش
  • حداقل سالی یک بار طلوع آفتاب را تماشا کن
  • برای فردایت برنامه ریزی کن
  • از عبارت متشکرم زیاد استفاده کن
  • نواختن یک آلت موسیقی را یاد بگیر
  • زیر دوش آب برای خودت آواز بخوان
  • اگر مجبور شدی با کسی درگیر شوی اولین ضربه را بزن و محکم بزن
  • برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر
  • اجناسی که بچه ها می فروشند را بخر
  • همیشه در حال آموختن باش
  • آنچه میدانی به دیگران بیاموز
  • روز تولدت یک درخت بکار
  • دوستان جدید پیدا کن اما قدیمیها را از یاد مبر
  • از مکانهای مختلف عکس بگیر
  • راز دار باش
  • فرصت لذت بردن از خوشی ها را به بعد موکول نکن
  • به دیگران متکی نباش
  • هیچ وقت در مورد رژیم غذاییت با کسی صحبت نکن
  • اشتباه هایت را بپذیر
  • بدان که تمام اخباری که می شنوی درست نیست
  • بعد از تنبیه بچه هایت آنها را در آغوش بگیر و نوازش کن
  • گاهی برای خودت سوت بزن
  • شجاع باش، حتی اگر نیستی وانمود کن که هستی، هیچ کس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد
  • هیچ وقت سالگرد ازدواجت را فراموش نکن
  • به کسی کنایه نزن
  • از بین کتابهایت آنهایی را امانت بده که بازگشتشان برایت مهم نباشد
  • به بچه هایت بگو که آنها فوق العاده اند
  • برای فرزندانت آواز بخوان
  • برای فرزندانت کتاب بخوان
  • افتخاراتت را با دیگران قسمت کن
  • صدای خنده پدر و مادرت را ضبط کن
  • نگذار شرافتت لکه دار شود
  • سعی کن کاری نکنی که دیگران احساس مهم بودن بکنند
  • هیچ وقت شادی دیگران را از بین نبر
  • به رستورانهای گران نرو
  • یک اشتباه را دوبار تکرار نکن
  • سعی کن برای دیگران الگو باشی
  • انگیزه ات در ازدواج عشق باشد
  • همیشه شکر گذار باش
  • کوچکترین پیشرفتها را هم موفقیت بدان
  • وظیفه شناس باش
  • به جزئیات توجه کن
  • هیزمهای شومینه را خودت خرد کن
  • از افراد بدبین دوری کن
  • بدان تمام چیزهایی که میشنوی درست نیست
  • به پیشخدمتها بیش از حد معمول انعام بده
  • هیچ وقت ماشین نخودی رنگ نخر
  • یادت باشد حتما به مادرت تلفن بزنی
  • در همان نگاه اول به نیروی عشق ایمان بیاور
  • هرگز آرزوها و رویاهای دیگران را کوچک نشمار
  • اگر کسی به تو آبنبات نعنایی تعارف کرد رد نکن
  • از صمیم قلب عشق بورز ممکن است کمی لطمه ببینی اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است
  • همیشه عکسهای جدید از خودت بگیر

  • وقتی می دانی کسی واقعا زحمت کشیده که شیک شود به او بگو معرکه شده ای
  • علامت خاصی بین خودت و همسرت در نظر بگیر تا در میهمانی ها با او رد و بدل کنی تا بداند حتی در مکانهای شلوغ هم به او توجه داری
  • یادت باشد که محبت همه کس را تحت تاثیر قرار میدهد
  • هرگز پشت تلفن شماره کارت اعتباری ات را نگو
  • یادت باشد تمام مردم از چیزی وحشت دارند، به چیزی عشق میورزند، و چیزی را از دست داده اند
  • آرام صحبت کن اما در فکر کردن سریع باش
  • هیچ وقت پایان فیلمها و کتابها را برای کسی نگو
  • هیچ وقت لیوان به دست عکس نگیر
  • با زنی که بی میل غذا میخورد ازدواج نکن
  • به دنبال دردسر نباش
  • سعی کن اولین کسی باشی که برای دفاع از خود برمیخیزد
  • فرصت قدم زدن با همسرت را از دست نده
  • شعر مورد علاقه ات را حفظ کن
  • وقتی گوشی تلفن را بر میداری لبخند بزن بدان که طرف مقابل اینرا از صدایت حس میکند
  • درباره موسیقی ای که مورد علاقه ات نیست اظهار نظر نکن
  • گشاده رو باش
  • وقتی قصد حمایت از کسی را نداری حداقل او را نترسان
  • راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نگیر
  • ثروت و موفقیت را یکسان تلقی نکن
  • در بخشیدن خطای دیگران پیش قدم باش
  • قبل از آنکه دست و صورتت را بشوئی از بودن حوله یا دستمال مطمئن شو
  • وقتی جنسی را برای تعویض می بری با سر و وضع مرتب برو
  • انجام کارهایت را به خاطر بسپار                                    

                                                         " جکسون براون"

 

+نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت19:5توسط Farzaneh |
ازدواج به سبک اینترنتی!!!!

عروس خانم دوشیزه shirin_sooskesiah آیا وکیلم شما را به مهر :

گوگل عدد سکه بهار آزادی / یک وب کم / سند یک سایت اینترنت اختصاصی دات کام / یک مودم DSL / اینترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح! / LCD و شمعدان / یک هدست بی سیم / چهارده روم اختصاصی به نیت چهارده ... / پنج گیگا بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج ...

به عقد دائم آقای feri_ferferi در بیاورم ؟

جمعیت : عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!! حاج آقا : برای بار دوم آیا وکیلم ؟

جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه!! حاج آقا :!!!BUZZ , برای بار سوم خفم کردی آیا وکیلم ؟

عروس : با اجازه بزرگترهای Room بله!

 

 

 

گوگل عددی است که تشکیل یافته از 1 و هزار صفر جلوی آن : ..........1000000

+نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت12:23توسط Farzaneh |