نمی دونم عید به کجا مسافرت کردین؟ امیدوارم هرجا که رفتین بهتون خوش گذشته باشه. خیلی ها هستن که نمی دونن از تعطیلاتشون چه جوری استفاده کنن، نمی دونن کجا برن، واسه همین هم زانوی غم بغل می گیرن و مدام می گن کجا بریم؟
بعضی ها هم از بس که یه جا رفتن دیگه صفا نمی کنن و همه چیز براشون تکراری شده، خیلی ها هم فکر می کنن حتما باید سفر خارج از کشور برن چون اگه غیر این باشه به گروه خونیشون نمی خوره، اما من می گم خیلی بده که توو ایران باشیم اما خبر از جاهای شگفت انگیزی که در ایران هست نداشته باشیم. کاش می شد قبل از اینکه مارکوپولو باشیم اول کل جاهای دیدنی ایران رو از نزدیک می دیدیم، یک صبح یا غروب رو با هوای دلپذیر اونجا سپری می کردیم بعد کفش جهانگردی به پا می کردیم.
یکی از این جاها که می گم «جنت شهر» که به واقع باید گفت اسمش کاملا برازنده ش هست. درخت های نخل یه طرف جاده و درخت های پرتقال و بهارنارنج طرف دیگه ی جاده و عطر بهارنارنج که بعد گذشتن از اون جاده بازم می تونستی حسش کنی.
از شمال تا جنوب، نقاط مرکزی و کویری ، سواحل وجزایر خلیج فارس، خاطره ی خیس یه نیم ایران گردی رو به جا گذاشت.
نمی خوام سفرنامه بنویسم چون نمی تونم اون جور که باید بنگارمش.
حواشی: یکی می گفت شما شهر بارونی ها هر جا که می رین بارون رو هم با خودتون می برین، راستم می گفت، قشم سالی یکی- دو بار ممکنه که بارون بباره اما نمی دونم چرا تا ما رو دیده بود هی می بارید جوری که ساکنینش هم تعجب کرده بودن;این وقت سااااال، اون بارووون
این عنوانه منو یاد یه بحث مفصلی میندازه که با یکی راجع به نوروز داشتم، هی اصرار داشت بگه که نوروز واسه اینکه اسمش نو روزه می خوان روزهای تعطیلش رو نه روزه بکنن، حالا منم هی اصرار داشتم که بگم اخه ببین این نوروز که ما می گیم یعنی روز نو، جدید، تازه و از اینا می دونین چیه؟ اینا همه ریشه در دوران کودکی اون فرد داشته هااااااا فکر می کنم وقتی کلاس اولی بودن 9 رو به حروف اینجوری----> نو می نوشتن نه نه( وای دیدین چی شد اومدم ابرو رو درست کنم زدم چشم رو کور کردم، منظورم نه 9 بوداااااا )
نصف پستم رو حاشیه ها تشکیل دادن! خیلی زشته!؟ نــــــــه؟ ولی باید بپذیریم چه بخوایم چه نخوایم همیشه حواشی بیشتر از اصل(با کسره) حداقل .....

