تبليغاتX
imperfect-world
روشنگر

فکر نمی کنم چیزی تحت عنوان "روش های توجیه" خیییلی جالب باشه. منظورم اینه که بهتره بسته به شرایط موجود تصمیم گیری کنیم و از مهارتهایی که مقتضی اون شرایط یا اون برهه از زمان هست، استفاده کنیم.

به نظر من اگه بخوایم لیست وار بگیم نمی تونه زیاد مفید و کارساز باشه

  1. توجیه بوسیله ی.........
  2. توجیه از طریق.......

اگر بخوایم تلفیقی و توصیفی عمل کنیم خیلی جالب انگیزتر ِ (حق کپی رایت پرداخت می شود) گاهی وقتا با گفتن یه جمله ی کلیشه ای ولی با لحنی خاص، می شه منتقد یا هر کس ِ دیگه ای رو قانع (توجیه) کرد. همیشه لازم نیست که با لحنی قاطع و با حرفهایی دهن پرکن جواب منتقدا رو داد.

و اما اینکه گفتم، همیییشه لازم نیست، یعنی گاهی وقتا هم هست که نه تنها لازم، بلکه ضروریه که توو گفته هات قاطع باشی.

و البته این نباید یادمون بره که خود شخص منتقد هم خیلی مهمه، یعنی شناخت از منتقد می تونه از تو یک توجیه کننده ی خوب یا بد بسازه. گاهی وقتا تو هم می تونی با سفسطه طرفت رو توجیه کنی، اینجا اون شناخت هست که می تونه کمکت کنه، خودمونی بگم; اینکه ببینی آیا طرفت چیزی بارش هست یا نه ؟

حالا اگه بود این تویی که باید تلاشت رو بیشتر کنی که توو قسمت اول به اون اشاره کردم.

هر چیزی ممکنه تاریک باشه، هر کسی هم ممکنه روشنگر اون تاریکی باشه، مهم اینه که ذهنت رو نادرست پرورش ندی.

پوزش نوشت:با عرض پوزش این یه attachment  واسه پست slurry over…  هست، می دونم که فاصله ش خیلی زیاده (چه زمانی ، چه مسافتی) ولی یه چند روزی بود که یه جورایی ترک نت کرده بودم.

+نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت7:21توسط Farzaneh |
?what is going to happen

خجالت نمیکشه!!!! پسره ی فلان!! هنوز پشت لبش همرنگ کف دست منه! هنوز  قدش به قد خواهر کوچیکه م نرسیده! هنوز نر و از ماده تشخیص نمیده، اونوقت کنار خیابون رو خط عابر وایساده عینهو چراغ راهنما از ده فرسخی هی به من چشمک میزنه هی علامت میده!!!!! آدم نمی دونه بخنده یا گریه کنه!! آخه من به چه دردت میخورم بچه؟!! من جای مامان بزرگتم! چند وقت دیگه عصا به دست میشم!! نکن این کارارو! برو با هم قدت!!! هم قد دختر عموم، که مهر امسال میره پیش دبستانی بود!!

 رو موهاش یه سلسله جبال درست کرده بود که تا پس سرش ادامه داشت! و دو طرف این تاج خروس! اتوبان زده بود!! یه بلوز سفید تنگ کوتاه هم تنش بود که فقط فرم صد و هشتاد درجشو پوشش می داد!! یعنی وای به روزگارمون اگه میخواست دو سه درجه خم شه کلا تو زندگیش!!! اونوقت فک کن یقه ی همین یه تیکه پارچه، دو وجب باز باشه!! .......

اینا چیزایی بود که دختر تووی تاکسی به دوستش می گفت، حتما الان می گین خجالت نمی کشی به حرف مردم گوش می دی; نــــــــــــــــه اشتباه نکنید من گوش نمی کردم، می شنیدم!

خلاصه من تا به مقصد برسم یه سری ابر پر از!!!! بالا سرم ظاهر شد. انقدر قشنگ توصیف کرده بود که من می دیدمش، شمام می بینینش؟!

واقعا این چه دردیه که ته مانده نسل سوم به اون دچاره!!؟؟ چرا اینقدر از فطرت و طبیعتش فاصله میگره!!؟؟ چرا نمیدونه چی میخواد!! چرا اینقدر از قوانین اخلاقی فرار میکنه!!!؟؟ چرا هر چی میگذره تعداد لذت ها زیاد میشه اما دوام و عمقش کم!!؟؟ این دنیا کجا داره میره؟!

تا سی چل سال پیش، یه پسر، شش ماه خودشو میکشت، به آب و آتیش میزد، میرفت و میومد، کلی منت و ناز یه دختر رو میکشید تا راضیش کنه فقط یه بار ببردش یه رستوران که ناهار مهمونش کنه!!!! (و چقدر موجودی که در موضع قدرته، از ناز کشیدن لذت میبره!) اما حالا !! رابطه ای که با سه سوت شروع شده بود، ظرف شش ساعت تموم میشه میره پی کارش و نوبت بعدی میرسه!!! حالا اینجوری نه، یه کم بیشتر، توفیری نداره. چقدر پسرها رها و دختر ها دست یافتنی شدند! واقعا چه خانواده های پایداری از این طریق حاصل میشه!!

 (امان از افراط و تفریط هایی که در تربیت شدن این نسل اتفاق افتاد...)


+نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت9:51توسط Farzaneh |
?!slurry over or not

انتقادپذیر بودن یعنی چی!!!!(؟) یعنی اینکه منتظر بشینیم تا منتقد حرفش رو بزنه و بعد شروع کنیم به توجیهش که نه خیر، این طور نیست، من اینجوری ام، من اونجوری ام....! یا نه به این معنیه که ما انتقاد رو بشنویم و بهش فکر کنیم، تمام تجزیه تحلیلامون رو انجام بدیم و نظر موافق یا مخالفمون رو  هم برای خودمون نگه داریم. اگه به نظرمون درست اومد بپذیریمش و از سازندگی اون استفاده کنیم و اگه غلط و بی اعتبار بود، خب توو ذهن خودمون ردش کنیم; دلیلی نداره که منتقد رو توجیهش کرد یا به زبان خود منتقدا تیکه پارشون کرد! خیلیا هم می گن نباس با لحنی قاطع و با حرفای دهن پرکن جواب منتقدا رو داد. و کسایی هم هستن که چون عقیده و متد! خودشون رو خیلی دوست دارن از حرف منتقدا ناراحت و عصبانی می شن.

ولی من معتقدم اگه حرفای منتقدی اشکال داشت، از قضا باید اونو توجیه کرد (توجیه کرد، نه ماستمالاسیون! (ماستمالی و لاپوشانی)) چون خودمون هم خیلی جاها اشباهایی می کنیم که اگه توجیه نشیم، مثل خیلیا همچنان غرق در توهمات و اشکالات خودمون و به امر ضربه زنی به زندگیمون مشغول خواهیم بود! من برای بستن دهان یا دهن پرکنی و عصبانی کردن جواب نمی دم اما اگر هم اینطور باشه باید دید کجای حرفی منطقیه و کجا مغلطه و سفسطه ، این جور جاها (مثل مامان بزرگا و بابا بزرگا!!) نصیحت: باید آگاهی و دانشت رو توو اون زمینه ارتقا بدی و به جای اینکه بگی «خب توو ذهن خودمون ردش می کنیم» حتما طرف مقابلت رو هم متوجه اشکالش کن تا اگه نخواست متوجه بشه، حداقل بهش نشون داده باشی تو یکی با سفسطه و آسمون ریسمون بافتن فریب نمی خوری، البته باید یادمون باشه که هر چی و هر کسی رو می خوایم دوست بداریم اما هیچ وقت فرصت عقلانی فکر کردن رو از خودمون و نقد کردن کسی یا چیزی رو که دوست داریم از اون و خودمون نگیریم.

وآممممما یک البته ی دیگر: انتقادی درسته که اصول منطق رو تووش ببینی، حالا کوبنده بود، یا توپنده! سازنده بود، یا پاختنده!! مفید یا بی فایده... به ذهنیت طرف انتقاد بستگی داره. نباید هیچ شکل و شمایلی از نقد و انتقاد و اظهارونظر رو برای خودمون غیرقابل هضم کنیم تا تووی زندگی، راحت تر و بهتر زندگی کنیم.

پی نوشت: چرا بعضیا توو حرفاشون اصن نشد وجود نداره!؟ با همه موافقن و با هیچ کس مخالف (مگه همه یه چیز رو میگن!!!!)

After پی نوشت: چرا بعضیا بیمارن!؟ اتوبان به اون بزرگی و به اون خلوتی مگه مریضی از راست با سرعت نور! سبقت می گیری!!!!

+نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت19:41توسط Farzaneh |