تبليغاتX
imperfect-world - عبور از تردیدها
عبور از تردیدها

وقتی می خواستم این پست رو بذارم خیلی فکر کردم که عنوانش رو چی بذارم تا اینکه به این عنوان رسیدم، نمی دونم چرا ولی فکر می کنم بهترین عنوان ممکن رو کشف کردم(حتمآ الان میگین چقدر خودشیفته) هیچ وقت از " ترین" (صفت عالی: صفت یا اسم + ترین ) برای کارهایی که انجام می دم استفاده نمی کنم اما ایندفعه دلم خواست که بگم.

 

روزگار عجیبیه! اگر تعریف کنی عزیز کسایی می شی و مغضوب کسای دیگه! اگر انتقاد کنی و معایب رو نشون بدی باز هم مغضوب کسایی می شی یا عزیز کسای دیگه و اگر میانه رو بگیری و به انصاف بخوای بگی که دیگه می گن ادای روشنفکرها رو در نیار و خودت رو توو موضع برتر قرار نده یا محافظه کاری رو کنار بذار و تازه راه چهارم هم وجود داره که برخی اون رو در پیش می گیرن و با قیافه ای حق به جانب هیچ کس و هیچ چیز رو به رسمیت نمی شناسن و بر برج عاج تکیه می زنن و از تفاخر خودشون و ملامت دیگران اسب مرادشون رو می تازونن، اینا کسایی هستن که بر اصول ومبانی ناشناخته ای اصراردارن و در آخر هم اظهار می کنن که آفتاب روز بعد برای شما تیرگی ها و ابهام هارو روشن می کنه.

اما براستی چه باید کرد؟؟!!

گاهی توو کتاب ها و روزنامه ها و چه چه سیر می کنیم تا ببینیم  درپس پرده های ابهام  و پرسش های بی جواب ما چه رازی نهفته ست و هر اظهار نظری رو مطالعه می کنیم تا شاید به جواب قانع کننده ای برسیم.

 آیا به حقیقت ماجرا پی بردیم یا اینکه به ابهام ها و تردید ها اضافه شده؟؟!!

واقعآ که روزگار عجیبیه، چه ساز و کاری رو باید در نظر بگیریم تا به قله ی اطمینان صعود کنیم ؟

از قدیم می گفتند جوینده یابنده است اما شاید این عبارت رو باید تغییر داد و تجربه ی امروز رو هم  در نظر گرفت چون نسل امروز اینو می گه «هر چه گشتیم ندیدیم، نگرد که نمی بینی»

کدومش درسته؟؟!!

باز هم براستی باید گفت روزگار، روزگار عجیب و غریبی است!  

+نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت0:20توسط Farzaneh |