پلان اول: اولش اومده بودم تا از جشنواره ی سراسری نوآوری علمی و شکوفایی فرهنگی بگم ولی دیدم نگار با جزئیات هرچه تمام تر به تحلیل و بررسی این جشنواره پرداخته.
اما خب انگار یه چیزایی از دستش در رفته، نه اینکه هر چیو می شنوه می نویسه مثل اینکه یه چیزایی رو نشنیده، مثلا از تلاشها و زحماتی که برای برگزاری جشنواره کشیده شد.4 ماه تلاش،4 ماه تلاش کردند که این جشنواره اینگونه برگزار شد!!!!!
و نکته ی دیگه اینکه بخش داوری در همون لحظه(اختتامیه) هم مشغول به قضاوت بودند!!! به هر حال اینکه این جشنواره تونسته به عنوان یه رویداد بزرگ اخبار رسانه ها و افکار عمومی رو متوجه ی خودش بکنه برای خیلی ها جای امیدواری هست و این دور از انصافه که نگیم دست اندرکاران برگزاری این جشنواره به شکل ماهرانه ای تونستن به اون عمومیت ببخشن.
همین و بس
پلان دوم: این روزا زیاد می بینیم و می شنویم و به این عبارت برمی خوریم، «شناخت خود»اصن ما خودمون رو می شناسیم؟ اگه می شناسیم ،چقدر!؟ چقدر خودمون رو می شناسیم؟؟
این روزا برخلاف ایجاد تغییرهای عمیق فرهنگی و تغییر توو شیوه ی زندگی، خیلی از افراد توو رویارویی با مسائل زندگی فاقد تواناییهای لازم و اساسی هستن و همین مساله اونها رو توو برخورد با مسائل و مشکلات زندگی روزمره و مقتضیات( نمی شد به جاش از کلمه ی دیگه ای استفاده کنم،این احساسم رو بیشتر منتقل می کنه) اون آسیب پذیر می کنه. بشر امروز هدف اصلی زندگی رو که تعالی و شکوفایی انسانه، زیر پا گذاشته و این به دلیل نداشتن روش درستی از زندگیه
آموزشهای مختلفی رو تحت عنوان مهارتهای زندگی می بینیم ولی آیا درباره ی شیوه های درست زندگی، مهارتهای لازم رو کسب کردیم!!؟ مردم ما همه کار می کنن بجز زندگی، برای همه چیز وقت دارن بجز زندگی (نمی دونم،شایدم اشتباه می کنم).
مگه نه اینکه مهارتهای زندگی اونایی هستن که به ما کمک می کنن تا زندگی خوب،شاد و موفقی داشته باشیم!!؟
ولی ظاهرا این مهارتها نتونسته کمکی بکنه مهارت زندگی یعنی اینکه بتونیم استعدادها و نقاط قوت خودمون رو خوب بشناسیم، اونها رو پرورش بدیم، با دیگران ارتباط برقرار کنیم و روابط خوب و صمیمانه ای داشته باشیم، باید بتونیم احساسات و آرزوهای خودمون رو بیان کنیم، خوب تصمیم بگیریم، وقتی دچار هیجان می شیم با اونها کنار بیایم و به شکل درستی ابراز کنیم که به خودمون و دیگران صدمه ای نزنیم.
یکی از مهمترین چیزهایی که به ما کمک می کنه تا زندگی خوب و موفقی داشته باشیم اینه که خودمون رو بشناسیم. احساس خوبی نسبت به خودمون داشته باشیم و از کسی که هستیم شاد و راضی باشیم . فکر می کنید ویژگی های کسی که احساس خوبی نسبت به خودش داره چیه؟
(البته این شاد و راضی بودن،زیادیش، یه کم خطرناک می شه هاااا)
- خصوصیات منفی و مثبت خودش رو می دونه و به اونها فکر می کنه( از مثبت استفاده می کنه و منفی ها رو قبول می کنه و سعی می کنه اونها رو اصلاح کنه) - مسئولیت رفتارهاش رو قبول می کنه، به خودش و دیگران احترام می ذاره (اینو پدرم میگه) - برای موفق شدن تلاش می کنه و موفق هم می شه.
حالا اینکه این دو تا پلان چه ربطی به هم داشتن!!همه چیز توو این دنیا مثل یه زنجیر بهم پیوسته ست. این مطالب چیزایی بود که خوندم و شنیدم و دیدم و.....

