تبليغاتX
imperfect-world - وقتی نوروز ما رو سرکار می ذاره!!!!
وقتی نوروز ما رو سرکار می ذاره!!!!

دیگه چیزی نمونده، چند روز فقط چند روز(2 روز) اگه دندون روی جگر بذاریم، زمین همونطور که داره دور خودش می چرخه، اطراف خورشید رو یه دور دیگه می گرده (چه بچرخ بچرخیـــــــه توی فضا) تا سال 1388 شمسی هم از راه برسه.

البته بزرگترها می گن که «آدم تا جوان ست اینقدر از این مناسبت فرخنده (فرخنده رو گاهی اوقات یه جوری می گن که نگو و نپرس ) خوشش میاد، بعد- البته نه که بدش بیادا- اما یه جورایی با فرا رسیدن سال جدید یاد گذر زمان می افته» و اینکه دیگه ماشینش افتاده توی سرازیری و بدجوری سرعت گرفته.

از قدیم و ندیم، قبل از رسیدن بهار هر کسی یه جور خودش رو آماده می کرد تا به استقبال نوروز بره، ما در ایام قدیم زندگی نکردیم و نمی دونیم مثلا 700 یا 800 سال پیش مردم برای اینکه باهم چشم و هم چشمی کنن از چه مغازه ای خرید می کردن و مارک لباسشون رو چطوری به رخ هم می کشیدن، اما نگفته پیداس که به هرحال اون زمان ها هم این سنت های حسنه!! رواج داشتن.

این روزا مردم جوری به ویترین مغازه ها زل می زنن و در تب و تابی عجیب هستن که انگار بزرگترین دغدغه زندگیشون خرید کردن، انگار همه ما رو مجبور کردن که خرید کنیم و اگه نکنیم از قافله جا موندیم و اگه نخریم، سنت شکستیم و رسم دیرینه ای رو زیر پا گذاشتیم که باید منتظر عواقب ناگوارش باشیم.خیابونا انقدر شلوغه که آدمو یاد خیابونای هند میندازه

خلاصه اینکه نوروز واسه هر کی چیزی نداشته باشه ( که داره و خیلی هم خوبه) واسه این روزنامه ها و رسانه ها سوژه ی خوبیه که بخوان روش (رویش) جولان بدن ، به قول مجری های سیما، با ما باشید تا یه سری از عنوان های گزارشی رو ببینید :

·        عید آمد و ما خانه ی دل را نتکاندیم

·        به کجا چنین شتابان!؟ ( گون از نسیم پرسید، این عنوانه رو که شنیدم یه دفعه ای یاد این درسمون توو ادبیات افتادم )

·        خانواده و خرید

·        تجمل را مهمان هفت سین نکنید

بازم هستن.....

یه جورایی از اون اولیه خوشم اومده هاااا

چرا فراموش می کنیم زنگارهایی که دیگران کمترممکنه ببینن رو پاک کنیم، زنگارهایی که به بودنشون عادت کردیم و هی تلمبار می کنیم و فکر می کنیم داریم تغییر ایجاد میکنیم.

از تغییرخبری نیست. وقتی کارگران دوده گیر اواخر اسفند هنوز خونه ی خودشون رو تمییز نکردن، البته اگه خونه ای در کار باشه. هنوز تغییری در کار نیست چون باربران بازار میوه فروشها با پشتی خمیده و دستانی پر از خالی شبا به خونه برمی گردن و شلوار پسرک دعافروش هنوز هم پینه داره. همه ی اینها گواهند که تغییری رخ نداده

به قول یه شعری که می گه:

مردمکاتون به کجا زل زدن           باز مژه هاتون به کجا پل زدن؟!

                       عیدتون مبارک

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت13:24توسط Farzaneh |