تبليغاتX
imperfect-world - روزی با طعم " یخ در بهشت آلبالو با بستنی وانیلی_کاکائویی "
روزی با طعم " یخ در بهشت آلبالو با بستنی وانیلی_کاکائویی "

یعنی طبیعی بود!؟

..... یعنی میخوان بگن طبیعیه!؟

پوست آلبالو توو یخ در بهشتش بود، کم مونده هسته ش هم بریزن که اثبات کنن طبیعیه

خلاصه این بار هم الهه اول شد، بهار، دوم، گاهی اوقات افراد روی سکوی اول و دوم با هم عوض می شن، بعد هم نگار و طبق معمول آخرین نفر هم من، البته ایندفعه باهم تمومش کردیم ولی لیوانشو نگار زودتر توو سطل انداخت.

خب از این مسابقه ی هیجان انگیز که بگذریم!!!! ( آخه اینم شد مسابقه) کلآ  زیاد جدی نگیرید، ما مسابقه های عجیبی برگزار می کنیم. به عنوان مثال به نمونه ی دیگری اشاره می کنم: مسابقه ی کلاه اندازی ( هیچ ربطی به کلاهبرداری و این حرفا نداره) پس از استانداردسازی شاخص ها و رسمی کردن مسابقه مراحل و شیوه ی برگزاری تشریح خواهد شد.

از انجمن که زنگ زدن گفتن جلسه ی شورای اداری هست فکر کردم دیگه نمی ریم، انجمن نه هااااااا

فکر کردن همانا و تلفن کردن نگار همانا که چــــــــــــــــــی......

فرزاااااانه، قللکتو با خودت میاری دیگه؟!! اونجا بود که با خودم گفتم: زه خیال باطل، چه دل خجسته ای دارم مـن مثل اینکه جلسه نیم ساعته تموم می شه و شد. حالا پنج دقیقه اینور اونور!!!!

قله ی امتحانات را که با پیروزی فتح کردیم( چه اعتماد به نفسی! ( نه دقت نکردین، اینو گفتم که اعتماد به نفس بقیه رو بالا ببرم)) با دوستان که برای وداع با دانشگاه وزین( البته به مدت کوتاهی) و همراهی ما آمده بودند راهی انجمن شدیم. در این اثنا راه بین دانشگاه تا انجمن را عرض می کنم. مفهوم حقوق شهروندی که سالها مخفی مانده، منکشف شده که تاکنون نه تنها بر ما که بر تمامی اهل فن و خبره ی این کار نیز مستور مانده بوده است. از حقوق که بگذریم به مزایا و پاداش و اضافه کاری می رسیم( رفتم توو فیش حقوقی) نه جدی جدی راننده دوم یه چیزیش بود. نمی دونم فرمون از دستش در می رفت یا هر چیز دیگه ای، به هرحال ماشین که زیک زاک راه می رفت، خدا خواست و رحم کرد که خیابون خلوت بود و سالم رسیدیم.

جلسه که تموم شد تصمیم گرفتیم طبق نقشه ی قبلی قللکمان را بشکنیم( قللک من و خودم) که دوستان در شکستنش کمکمان کردند.

حالا بماند که این راه هواااااااااااار فرسخی ما رو پیاده بردن، ولی خب عوایدی هم داشت: انواع چشمها و البته آینه ها را مورد بررسی قرار دادیم، به یک مروری از بخش آینه ها و عدسی های فیزیک سال اول دبیرستان پرداختیم، آینه های مقعر، محدب( کاو و کوژ و گوژپشت نتردام و بینوایان و ویکتورهوگو، نه، از کوزت حرفی نزدیم).

و این چنین بود ........

چه پست پرانتز توو پرانتزی شد، گفتم و می گم و خواهم گفت که همیشه حواشی بیشتر از اصل

پی نوشت:زدم مانیتور رو داغون کردم آخه پشه ه(با کسره) نمی مرد، هر چه جانور و حشره بود امشب در اتاقمان است از انواع پشه ها گرفته تا زنبور، مامان از پنجره بیرونش کرد.

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت23:29توسط Farzaneh |